سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
جمعه 91 مهر 14 , ساعت 9:10 عصر

حضرت عیسی1- تصور مرگ دروغین من باقی خواهد ماند تا آن که رسول الله بیاید و این فریب را بر کسانی که به شریعت خداوند ایمان دارند، روشن سازد.» (1)

و سال ها بعد، رسول الله (صلی الله علیه و آله) آمده بود و از طرف خداوند بشارت داده بود : «او را نکشتند و او را به صلیب نکشیدند، بلکه این بر آنان مشتبه شد (کسی شبیه حضرت عیسی کشته شد )و خداوند او را به سوی خود بالا برد». (2)

2-خوش حال بود و می خندید. اصحاب این شور درونی را نه از لبخند بر لبانش، که از شوری که در چشم هایش بود، دریافته بودند و گفتند :«یا رسول الله چه شده است که شما را تا این اندازه خوش حال می بینیم ؟» لبخند گوشه لبانش محو نشد. نگاهی به جمع اصحابش کرد و فرمود : « شب و روزی نیست، مگر این که برای من در آن تحفه ای از جانب خداوند هست. خداوند تحفه ای به من عطا کرد که نظیر آن را تا به حال نداده بود. جبرییل آمد و از جانب خدا به من رساند و گفت : از شماست قائم که ذریه علی و فاطمه و از فرزندان حسین است و عیسی بن مریم - که سلام بر او باد - پشت سر او نماز می گذارد؛ هنگامی که خداوند او را به زمین فرود آورد».

3-گفت : «نه، اصلاً با عقل جور در نمی آید. اصلاً یک جای کار ایراد دارد. مگر می شود یک پیامبر، آن هم یک پیامبر اوالعزم که صاحب شریعت و کتاب آسمانی است و بدون پدر هم آفریده شده است، پشت سر یک امام نماز بخواند؟»

لبخند زدم و گفتم : «ابراهیم پیامبر، چند امتحان بزرگ را پشت سر گذاشت تا به مقام امامت رسید؛ مقام امامت، از مقام نبوت بالاتر است. قائم آل محمد، مقام پیشوایی خدا را دارد و از طرف خداوند به عنوان وصی پیامبر، احیاگر دین خداست و واسطه فیض الهی؛ پس اگر حضرت عیسی (علیه السلام) پشت سر ایشان نماز بخواند، جای تعجبی ندارد ».

« شب و روزی نیست، مگر این که برای من در آن تحفه ای از جانب خداوند هست. خداوند تحفه ای به من عطا کرد که نظیر آن را تا به حال نداده بود. جبرییل آمد و از جانب خدا به من رساند و گفت : از شماست قائم که ذریه علی و فاطمه و از فرزندان حسین است و عیسی بن مریم - که سلام بر او باد - پشت سر او نماز می گذارد؛ هنگامی که خداوند او را به زمین فرود آورد »

4-«کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید ».(3)

«و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امت ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش دریا و امواجش. و دل های مردم ضعف خواهد کرد از قوت آسمان متزلزل خواهد شد و آن گاه پسر آسمان را خواهند دید که برابری سوار شده، با قوت و جلال عظیم می آید ».(4)

5- او آمده است روی تکه ابری، و فرشتگان هم راهی اش می کردند. در کنار دروازه شهر «لد » در فلسطین ظهور کرده است و دارد به سمت بیت المقدس می آید برای دیدار مهدی مسلمان. مهدی برای خواباندن فتنه بزرگ سفیانی به این دیار آمده است.

امام زمان

 

گفته بودند می آید و من همیشه فکر می کرده ام که نجات دهنده آخرین، آن که دنیا به دستش رنگ آرامش می بیند، او خواهد بود؛ اما حالا آمده است تا برای گسترش سفره دادخواهی و عدالت، با مهدی مسلمانان هم داستان شود.

نام سفیانی، تن مردم می لرزاند. نه ماه است که خواب بر همه حرام شده است و بچه ها هر شب کابوس او را می بینند. او مسلمان و غیر مسلمان نمی شناسد و تنها خون، سیرابش می کند. در ماه رجب بود که به همراه هفت نفر دیگر از وادی یابس دمشق خروج کرد. می گفتند آبله روست و خط سفیدی در سیاهی چشمانش دارد. شنیده بودم که با لشکریانش به هر کجا که پا گذاشته، جز قتل و خون ریزی و بی آبرو کردن زنان و دختران، کار دیگری انجام نداده است؛ اما آن شب، که وارد شهر ما شد، تازه فهمیدم که شنیده هایم در برابر آن چه می بینم هیچ است. هیچ گاه ضجه های آن مادر و کودک بی گناه را فراموش نمی کنم. پشت دیوار خرابه ای در زیر خروار زباله پنهان شده بودم که ناگهان چند مرد، زنی را کشان کشان به نزدیکی خرابه آوردند. موهای زن در میان دستان یکی از آنان که قد بلندی داشت، گره خورده بود. با هر حرکت دستان مرد، اندام زن، بالا و پایین می رفت و صدای ضجه اش بلند می شد. آن سوتر گریه نوزادی به گوش می رسید. یکی گفت : ببرید صدای نحسش را. آن یکی به سمت نوزاد رفت و خنجر بر گلویش گذاشت. من سر بریدن نوزاد و تقلای زن برای نجات کودکش را دیدم و نتوانستم برایشان کاری بکنم. از من تنها کاری برنمی آمد، اما عذاب این درد مدت هاست که با من است، مدت هاست که صدای ضجه آن زن و کودک خواب های مرا پر کرده است.

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امت ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش دریا و امواجش. و دل های مردم ضعف خواهد کرد از قوت آسمان متزلزل خواهد شد و آن گاه پسر آسمان را خواهند دید که برابری سوار شده، با قوت و جلال عظیم می آید

من هیچ گاه آن عیسای بسته شده به صلیب را باور نداشته و ایمان داشته ام که او نمرده است و حالا شوق دیدنش توانی برایم نگذاشته است.

جمعیت در بیت المقدس موج می زند. دارد می آید. گویا گذشت هزاره ها روی او کم ترین تأثیری نداشته؛ به همان سی و چند سالگی اش می ماند. همان گونه که گفته اند، چهارشانه است. صورت سرخ و سفید و موهای صاف سرش، چهره ای زیبا از او ساخته است. موهای سرش می درخشد؛ گویی که آن را روغن آلود کرده یا با آب شسته است. می گویند شبیه ترین خلق خدا به ابراهیم پیامبر است.

مهدی جلو می آید و هر دو هم دیگر را هم چون دو برادر در آغوش می گیرند. چه قدر دلم می خواهد که جلو بروم و به پایش بیفتم، اما فشار جمعیت که از این پیش آمد به وجد آمده اند، نمی گذارد.

-خوش آمدی که وقت نماز است.

امروز جمعه است و وقت نماز صبح. مهدی قدم به عقب می گذارد و می گوید : «ای بردارم، پیش آی و نماز بگزار.»

ولی عیسی از سر مهر نگاهی به او می کند و دستش را بین دو کتف او می گذارد و می گوید : «این نماز برای تو برپا شده است؛ پیش برو و امام جماعت مردم باش.»

مهدی جلو می ایستد و عیسی پشت سرش. جمعیت به امامت مهدی نماز می گزارد و من در دل می گویم : « اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان...».

 

پی نوشت:

 1.سخن عیسی به نقل از چهار فصل، علی م?ذنی، کتاب چهارم، بشارت.

2.نسا: آیات 157-158.

3.رساله پولس رسول به رومیان، باب 15، ص 261.

4.رساله اول پولس به تسالونیکیان، باب 4، ص 330.


جمعه 91 مهر 14 , ساعت 9:8 عصر

غیبت

  در عالم هستی هر امری دلیل خاصی دارد و امور زیادی هستند که ما فلسفه و علت آن ها را نمی دانیم و معمولاً تعداد آن اموری که نمی دانیم در مقایسه با دانسته های ما بسیار زیاد است. این عدم آگاهی ما نباید دلیلی بر انکار آنها شود. یکی از آن مواردی که ما سرّ آن را نمی دانیم غیبت امام عصر(عج) است که نداستن ما نباید مستمسکی برای انکار آن باشد. زیرا در محیط پیرامون ما مسائل و چیزهای بسیاری است که با آنها زندگی می کنیم اما علت و فلسفه حقیقی آنها را نمی دانیم ولی منکر آنها هم نیستیم. در مسئله غیبت می دانیم که خداوند ایمان به آن را جزء صفات متقین برشمرده است. اما این که غیبت چه فلسفه ای دارد س?ال جدیدی نیست این س?ال از ائمه اطهار (علیهم السلام) و حتی امام عصر(عج) نیز پرسیده شده که برای پاسخ به این س?ال پای سخن امامان معصوم(علیهم السلام) می نشینیم.

فلسفه غیبت

امامان بزرگوار در موضوع فلسفه غیبت دو گونه برخورد کرده اند. اگر چه به طور صریح عدم درک واقعی از فلسفه غیبت را بیان می کنند و فهم این موضوع به عصر ظهور موکول می کنند، اما مطالبی را نیز بیان کرده اند که در واقع فوائد، منافع و مصالحی است که سبب غیبت شده است. در واقع این دو نگاه متفاوت بیانگر آن است که سرّ حقیقی غیبت امر بزرگی است که از فهم و ادراک ما خارج است از سوی دیگر می خواهند بگویند این مصلحت ها و فوائد همه ی اسرار نیست. و اما در تأیید عدم درک ما از فلسفه اصلی غیبت به روایتی از امام صادق(علیه السلام) به نقل از عبدالله بن فضل هاشمی اشاره می کنیم: "إن وجه الحکمة فی ذلک لاینکشف إلا بعد ظهوره کما لا ینکشف .... و إن کان وجهه غیر منکشف لنا"

وجه حکمت در مسئله غیبت جز بعد از ظهور او آشکار نخواهد شد، همانگونه که وجه حکمت کارهای خضر(علیه السلام) یعنی خراب کردن کشتی، کشتن پسر بچه و تجدید بنای دیوار برای حضرت موسی(علیه السلام) تا زمان جدایی شان معلوم نشد، ای پسر فضل این مطلب، امری از امور الهی و سری از اسرار الهی و غیبی از غیوب الهی است و وقتی ما دانستیم که خداوند حکیم است، تصدیق خواهیم کرد که همه کارها و سخنانش حکیمانه است، ولو این که ما حکمت آن ها را در نیابیم.

دوران غیبت زمینه ای است تا مردم به رشد و آگاهی لازم برسند و خلاء عدالت را در جامعه خویش احساس کرده و خود برای برقراری عدالت اقدام کنند. و این همان مفهومی است که از آیات و روایات به آن رسیدیم که تا مردم با تمام وجود خواهان عدالت نشوند و تا با یکدیگر متحد و هم صدا نشوند حضرت ظهور نخواهند کرد

امام زمان(عج) نیز در توقیعی علاوه بر ذکر فوائد این غیبت، بر دشواری فهم آن توسط انسانهای عادی تأکید دارند، به طوری که می فرمایند: از حقیقت این امر خیلی جستجو نکنید که آن را نخواهید دانست. اما علت غیبت آن است که خداوند فرموده است: "ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهایی که اگر برایتان آشکار شود، ناراحتتان می کند س?ال نکنید" .... پس آنچه که به حالتان فایده ندارد نپرسید و خود را برای دانستن آنچه که از شما نخواسته اند در زحمت نیندازید.

 

فوائد غیبت

آنچه که در روایت به عنوان فلسفه غیبت مطرح شده در واقع منافع و مصالح است که بر غیبت مترتب گردیده و سر واقعی بر ما  پوشیده است. اما آن فوائد عبارتند از:

1- از آنجا که امامان توسط خلفای بنی امیه و بنی عباس به شهادت رسیدند خصوصاً امام جواد(علیه السلام)، امام هادی(علیه السلام)، و امام عسگری(علیه السلام) که در سنین جوانی به شهادت رسیدند و این امامان در شرائط سخت و تحت نظارت سربازان زندگی می کردند تا امام زمان را بهتر شناسایی کرده و در همان دوران کودکی به شهادت برسانند لذا خداوند به دلیل حفظ جان حضرت و جلوگیری از کشته شدن ایشان امر غیبت را قرار دادند و به دلیل آنکه این خطر همچنان وجود دارد این غیبت تداوم دارد و تا این خطر برطرف نشود امر غیبت ادامه خواهد داشت.

امام زمان

 

2- امام زمان(عج) در توقیعی فرموده اند: علت رویداد غیبت آن است که هیچ یک از پدران من نبودند مگر این که بیعت و تعهدی در مقابل حکومت های طاغوت زمان خود داشتند. ولی من هنگامی که قیام می کنم، تعهدی نسبت به هیچ یک از طاغوت ها بر عهده ام نیست.

3- فایده ای دیگر که در روایات به آن اشاره شده آمادگی اوضاع جهان و جامعه بشری برای پذیرش توحید و دین الهی و عدالت اجتماعی است.

بر اساس روایت، امام زمان(عج) وارث انبیاء معرفی شده اند و ایشان با ظهور خویش تمامی تلاش ها و کوشش های انبیای الهی را به سرانجام می رساند اما هدف انبیاء چیست؟

هدفی که انبیاء در طول حیات خویش دنبال می کردند همان است که خداوند برای آنها ترسیم نموده و آن چیزی نیست جز اشاعه ی توحید و عدالت و نابودی باطل. لذا در حدیثی به نقل از امام باقر(علیه السلام) آمده است: "چون قائم قیام کند جز خدای عزوجل معبودی پرستش نشود" و در حدیثی دیگر می فرماید: "هنگامی که قائم قیام کند، دوست باطل از بین می رود" از سوی دیگر خداوند در برقراری چنین نظام توحیدی در جامعه بشری به زور و اجبار متوسل نشدند بلکه رغبت و میل مردم و همکاری َآنها را ضروری می داند، و اگر غیر این بود می توانست از ابتدا و با اجبار چنین نظامی را برپا کند. آیه 17 از سوره حدید تأیید کننده این سخن ماست، "اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها" بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده گرداند. و نیز در آیه 25 از همین سوره می فرماید: "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس و القسط" ما پیامبران خود را فرستادیم تا خود مردم برای برقراری قسط و عدل بپاخیزند.

امامان بزرگوار در موضوع فلسفه غیبت دو گونه برخورد کرده اند. اگر چه به طور صریح عدم درک واقعی از فلسفه غیبت را بیان می کنند و فهم این موضوع به عصر ظهور موکول می کنند، اما مطالبی را نیز بیان کرده اند که در واقع فوائد، منافع و مصالحی است که سبب غیبت شده است

همچنین در نامه ی امام زمان (عج) به شیخ مفید آمده است: اگر چنان که شیعیان ما در راه وفای به پیمانشان همدل می شدند، یُمن ملاقات ما برایشان به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از جانب آن ها نسبت به ما، زودتر نصیبشان می شد. پس ما را از ایشان دور نمی دارد، مگر آن کارهایشان که از نظر ما ناپسند است و ما از آنان روا نمی دانیم.

پس دوران غیبت زمینه ای است تا مردم به رشد و آگاهی لازم برسند و خلاء عدالت را در جامعه خویش احساس کرده و خود برای برقراری عدالت اقدام کنند. و این همان مفهومی است که از آیات و روایات به آن رسیدیم که تا مردم با تمام وجود خواهان عدالت نشوند و تا با یکدیگر متحد و هم صدا نشوند حضرت ظهور نخواهند کرد.

4- آزمایش و امتحان مومنان برای شناخت مومنان حقیقی از دینداران دروغین یکی دیگر از حکمت های غیبت قائم(عج) است. البته امتحان و آزمایش خداوند همواره در بین مردم جاری است و هیچ گاه این قانون الهی تعطیل نخواهد شد و غیبت نیز یکی از آن امتحان های خداوند است که هم ایمان و هم عمل مومنین مورد بررسی قرار می گیرد.

طولانی شدن زمان غیبت سبب تردید عده ای خواهد شد اما کسانی که ایمانشان محکم نیست. در روایات متعددی منقول از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) با عبارات متفاوت اما با مضمون تقریباً نزدیک به هم چنین آمده است که:

قائم ما غایب خواهد شد و امر غیبت طولانی خواهد شد و تنها کسانی در ایمان به او راسخ خواهند بود که قلبشان مملو از ایمان باشد.

اما امتحان عملی خدا به دلیل وجود سختی ها، ناملایمات و گناهانی است که مردم را احاطه می کند و بنابر گفته پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) "هر کسی بخواهد دینش را حفظ کند، چاره ای ندارد جز این که از کوهی به کوهی و از سوراخی به سوراخی دیگر فرار کند. همانند شغالی که دائماً آشیانه خود را عوض می‌کند" و به دلیل این مشکلات است که نقل شده: "حفظ ایمان در آخرالزمان به مراتب سخت تر از نگه داشتن آتش در دست است.

 

خلاصه سخن ...

فلسفه غیبت امام زمان(عج) سرّی است که بر ما پوشیده است و تا زمان ظهور معلوم نخواهد شد و آنچه در این رابطه گفته می شود بیشتر فوائد و منافع غیبت است.



دوشنبه 91 مهر 10 , ساعت 10:30 صبح
http://www.snn.ir/pic/13910709167_2012274157e.jpg
تاریخ مخابره : 1391/07/10
زمان مخابره : 10:31 AM
سرویس خبر :
سیاسی >رهبری> حلقه شهید علیرضا شبانی
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران از آیت‌الله حسن‌زاده آملی عیادت کردند.

 

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عصر امروز (یکشنبه) با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران از آیت‌الله حسن‌زاده آملی عیادت کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار در جریان مداوای آیت‌الله حسن‌زاده آملی قرار گرفتند و سلامتی ایشان را از خداوند متعال مسألت کردند.
 
گفتنی است، علامه حسن‌زاده آملی مدتی است در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری هستند.

دوشنبه 91 مهر 10 , ساعت 10:22 صبح

 

http://www.snn.ir/pic/13910709166_2011211328e.jpg
تاریخ مخابره : 1391/07/10
زمان مخابره : 10:24 AM
سرویس خبر :
سیاسی > حلقه شهید علیرضا شبانی
جانشین سازمان بسیج مستضعفین با بیان خاطره ای به تشریح آغاز فتنه در انقلاب و چگونگی وقوع آن پرداخت و گفت: فتنه تنها در سال 88 اتفاق نیفتاد بلکه در شب چهلم آغازین جنگ نیز به شکل دیگر مطرح شد که ...

 

به گزارش خبرنگار «حلقه شهیدعلیرضا شبانی»به نقل از خبرگزاری دانشجو از شیراز، سردار علی فضلی امروز در همایش بسیجیان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در شهرستان کوار به بیان خاطرات خود پرداخت.
 
وی که از یادگاران و فرماندهان دوران دفاع مقدس است معتقد است کلید فتنه به نوعی از زمان جنگ خورده شد.
 
جانشین سازمان بسیج کشور با بیان خاطره ای به تشریح آغاز فتنه در انقلاب و چگونگی وقوع آن پرداخت.
 
این فرمانده دوران دفاع مقدس خاطره خود را از شکست حصر آبادان و اتفاقاتی که روزهای قبل از آن توسط بنی صدر اتفاق افتاد تعریف کرد ...
 
روز سی و نهم آغاز جنگ بود، آن زمان شرایطی خوبی در منطقه های مرزنشین ما حاکم نبود.
 
امام (ره) دستور شکست حصر آبادان را داده بودند؛ بچه های سپاه و بسیج که آن زمان نیروهای مردمی نامیده می شدند برای کمک گرد هم جمع شده بودند.
 
یادم می آید برای شکست حصر آبادان 250 نیرو نیاز داشتیم، از هر استان تعدادی نیرو برای کمک اعزام شده بودند، 50 رزمنده از فارس، 50 رزمنده از غرب تهران، 16 رزمنده از جزیره خارک، 46 رزمنده از دزفول و 84 رزمنده نیز از کهگیلویه و بویراحمد در اهواز جمع شده بودند تا برای شکست حصر آبادان ارتش را کمک کنند.
 
آن زمان این قدر مشکلات زیاد بود که حتی برای اعزام این تعداد نیرو دستگاه های اجرایی هم درگیر تامین وسیله نقلیه برای اعزام نیروها بودند.
 
تامین اتوبوس برای انتقال نیروها به تاخیر افتاد، صبح همان روز بنی صدر برای سخنرانی آمده بود و یک سخنرانی با طعنه و توهین انجام داد.
 
بنی صدر خطاب به نیروهای رزمنده بسیجی گفت: شما چرا به جبهه آمده اید؟ شما دانش و آموزش نظامی ندیده اید و به نوعی دست و پا گیر ارتش نیز هستید.
 
زمان سخنرانی بنی صدر، جو سنگینی بر جلسه حاکم بود با چند تا از بزرگان جلسه درگوشی صحبت کردیم و قرار شد زمانی که بنی صدر پس از پایان سخنرانی از پله ها پایین می آید با هجوم به جلو برویم و با تنه زدن کاری کنیم که وقتی بنی صدر از پله ها پایین می آید زمین بخورد و پاهایش بشکند اما تا چند پله پایین آمد محافظانش او را جمع کردند.
 
بعد از چند ساعت سخنرانی اعلام شد، آیت الله شهید دکتر بهشتی قرار است در نماز برای نمازگران سخنرانی کند او وقتی سخنرانی کرد گفت: ای کاش می شد من هم مثل شما سلاح به دست می گرفتم و از انقلاب با مردم دفاع می کردم.
 
بعد از نماز نیز اعلام شد که امام خمینی (ره) پیام مهمی دارند و از رادیو پخش می شود وقتی آن را گوش دادیم پیامش این بود که «چنان سیلی به صدام می زنیم که از جایش بلند نشود». بعد از این اتفاق ها و فراهم نشدن اتوبوس برای حرکت به سمت آبادان قرار شد با تیمی از فرماندهان و بزرگان گردان عازم آبادان شویم.
 
160 کیلومتر تا ماهشهر و 100 کیلومتر نیز تا آبادان را پشت سرگذاشتیم و تا ساعت 10 شب با بررسی جلسه هایی ویژه با فرمانده سپاه آبادان و فرماندهان ارتش مستقر در این شهر به بررسی آخرین وضعیت منطقه پرداختیم. جلسه که تمام شد بیرون آمدیم.
 
دیدیدم یک بسیجی که شغلش اوراق چی خودرو بود با صدای بلند فریاد می زد آبادان سقوط کرد و عراقی ها وارد آبادان شدند.
 
جلو رفتیم و از او توضیح خواستیم گفت: دشمن از روی ذوالفقاریه وارد شده و روی رودخانه بهمن شیر پل زده و جاده ماهشهر به آبادان تنها راه ورود به آبادان به اشغال درآمده و گروهی از مردم ساکن منطقه نیز اسیر عراقی ها شده اند. با همه بچه های سپاه حساب کردیم 19 نفر بودیم و نمی توانستیم عملا کاری از پیش ببریم.
 
بچه های گردان هم به ماهشهر رسیده بودند اما راه برای ورود به آبادان بسته بود و عراقی ها سوار بر تانک غرور پیروزی داشتند.
 
جنگ تن به تن شده بود و در نخلستان ها نیز آتش به پا شده بود و جنگ سختی در راه بود هر طور شده بود با هماهنگی به اتفاق چند نفر از همرزمان با هلی کوپتر خودمان را به ماهشهر به جمع گردان اعزامی رساندیم.
 
جالب بود برای گردان سرپرست مشخص کرده بودند و او نیز از نیروهای مجاهدین خلق و منافق بود. سرپرست مشخص شده گردان به ما گفت: باید نیروها را به جزیره مینو ببریم.
 
ما گفتیم آنجا نیرو نیازی نیست و پای عراقی نیز به آنجا نمی رسد و امنیت منطقه فراهم است اما چون دستور از بنی صدر گرفته بود اسرار می کرد تا به جزیره مینو گردان را حرکت دهیم.
 
بنی صدر بهش گفته بود باید با تغییر مسیر گردان پاسداران و بسیجی ها را بی اثر کنید تا سقوط آبادان قطعی شود.
 
اما اینجا بود که دشمن شناسی و لطف الهی شامل حال ما شد و به دستور یکی از سرداران شجاع گردان، مسیر را به سمت آبادان تغییر دادیم و از همان موقع نیز دیگر این نیروی مجاهدین خلق و فتنه گر را ندیدیم و نفهمیدیم کجا رفت اما او را می شناسیم.
 
سردار فضلی خاطره خود را با گفتن این نکته به پایان رساند که فتنه تنها در سال 88 اتفاق نیفتاد بلکه در شب چهلم آغازین جنگ نیز به شکل دیگر مطرح شد که با بصیرت پاسداران و بسیجیان عوامل فتنه ناکام ماندند.

یکشنبه 91 مهر 9 , ساعت 8:3 عصر

 

دشمن چه تدارکی برای آینده ایران دیده است ؟

دشمن چه تدارکی برای آینده ایران دیده است ؟

صفارهرندی : هدف دشمن قطبی کردن جامعه در آستانه انتخابات است

مشاور فرماندهی کل سپاه گفت : گروه هایی که نشان شده دشمن هستند در جریان انتخابات و با باز شدن فضای گفت و گو و مبارزات انتخاباتی از مواضعی سخن می گویند تا جامعه را قطبی کنند


به گزارش حلقه شهید علیرضاشبانی به نقل از عطرصبح صفارهرندی امروز در جمع بسیجیان فعال شهرستان بیرجند گفت : با توجه به ابعاد تحرکات دشمن نسبت به جبهه خودی شناخت وضعیت و شرایط موجود مهم ترین بحثی است که وجود دارد این است که  دشمن چه تدارکاتی برای آینده دیده است ؟ و این تکلیف را  برای ما روشن می کند.

صفار هرندی  با توجه به مرور اقدامات غرب و تجربیات بدست آمده از اقدامات گذشته خود نسبت به انقلاب افزود : راه کاری که دشمن برای نظام تعبیه کرده این  است که با استفاده از دموکراسی و آرای عمومی بتواند تاثیر گذار باشد.

وی  فرصت انتخابات را ،فرصت باز شدن شرایط گفت و گو و اظهار و نظر دانست و بیان کرد :   زمینه برای بیان مطالب افشاگری و تحلیل و برچسب زدن در رقابت های انتخاباتی  فراهم می شود  و هر گروهی و هر فردی برای پیش برد مقاصد و اهداف خودش لاجرم تلاش می کند دیگری را به زیر بکشاند او را کم اعتبار کند و برای خودش اعتبار بیافریند . خود این زمینه ای را به دست می دهد که در ذیل رقابت های انتخاباتی حرف هایی ضد امنیت ملی زده شود .

مشاور فرماندهی کل سپاه کشور  با اشاره به جریان انتخابات مجلس و  حاشیه های  آن،که باعث  هتک حرمت و بی آبرویی شخصیت های برجسته با برچسب های غلط افزود :  فصل انقلاب رنگی و مخملی به پایان رسیده است آخرین شکست  آن در کشور ما بود و دلیل این که انقلاب رنگی طراوت اولیه خودش را از دست داده این است که بعد چند سال قدرت گرفتن گروههای وابسته به انقلاب رنگی با خفت و خواری کنار زده می شدند و گروه قبلی جایگزین می شد ، در کشور ما این انقلاب با سر شکستگی بانیان آن همراه شد و از چهره های شاخصی که  استفاده کردند آنها را مصرف نمودند و این چهره ها تبدیل به نیروهای وا زده و دور ریخته ای هستند که در جامعه ارزشی ندارند .

صفار هرندی با طرح این سوال که"آیا در حاشیه انتخابات، فاصله ایجاد کردن بین نیروهای اجتماعی جبهه خودی برای دشمن فرصت می آفریند  تا بتواند منافع خودش  را در نظر بگیرد ؟"گفت :  منابع آمریکایی اظهار می کنند ، تمرکز روی تحریم به عنوان راه حل برخورد با جمهوری اسلامی تمرکز افراطی و بی خودی است ما برای موثر شدن این تحریم ها باید نگاهی به صحنه داخلی در ایران بیندازیم و  در آستانه انتخابات به حمایت  ازبرخی گروه هایی بر می خیزند.

 وی گفت : جریان فتنه و اصلاحات الزاما منطبق بر هم نیستند، جریان فتنه جریان افراطی و آلوده در جریان اصلاحات است .در بین اصلاح طلب ها آدم های موجه بوده و هست البته ممکن است از لحاظ سلیقه سیاسی آنها را قبول نداشته باشیم ،اما نمی توانیم به آنها برچسب فتنه گر بزنیم .برخی از آنها از مقام معظم رهبری حکم گرفتند و در مجامع مهم نظام حضور پیدا کردند و دیده گرفته شدند .به این معنا که در بین اصلاح طلب ها کسانی هستند که قابل تحمل اند . حال  دشمن از این ها که  دیده گرفته شدند یک اپوزیسیون در برابر نظام شکل می دهد .

 مشاور فرماندهی کل سپاه افزود :جریانی که می خواهد برای نظام مسئله درست کند اگر در ابتدا وصل به بیرون نباشد در میانه راه که جامعه در حال تجزیه و قطبی شدن است به بیرون وصل می شود . گروه هایی که نشان شده دشمن هستند در جریان انتخابات و با باز شدن فضای گفت و گو و مبارزات انتخاباتی و افشاگری از مواضعی سخن می گویند تا جامعه را قطبی کنند و برای قطبی شدن ، جامعه را دارای دو ذائقه متنافر و جدای از هم نمایند .

 صفار هرندی سوژه ها و زمینه های مطرحه آنان را  در بحث مسائل اقتصادی ،سیاست خارجی و فرهنگ دانست وافزود :عده ای حد فرهنگی را آزادی مفرط تعریف می کنند و در مقابل اینها عده ای می گویند سینما می خواهیم چه کنیم یا در خصوص وضع حجاب و عفاف وجود حجاب را نفی می کنند و حدیث و روایت می آورند که در زمان پیامبر هم زنانی بودند که حجاب نداشتند .

وی ادامه داد : بعضی در موقع انتخابات در بحث سیاست خارجه هم با مطرح کردن موضوع "ارتباط با آمریکا " ایجاد اغتشاش در اذهان مردم می کنند  .و جریانی که برای مردم موضوعیت ندارد مهم می شود و مسئله سیاست خارحه تبدیل به مسئله بین دو جناح بر سر منافع ملی می شود .هدف دشمن هم تفرقه ایجاد کردن بین مردم و مسئولین و مسئولین با یکدیگر است .

وی به نقل از یک روزنامه آمریکایی گفت : قبول کنیم که برای بر اندازی این حکومت که تا کنون همه تیرهایمان به سنگ خورده و دلیل آن مقبولیت نظام و رهبری بین مردم است فاصله ایجاد کردن ین مردم و رهبری است و این محقق نمی شود مگر این که وضع معیشت مردم دچار اختلال شود آن موقع مردم از نظام قطع امید می کنند . اثر تحریم حداقل این است که دلهای مردم را نسبت به حکومت سست می کند و اعتراض زیاد می شود .

مشاور فرماندهی کل سپاه کشور با بیان این مطلب گفت :  حال این که چرا در آستانه انتخابات بحث انرژی هسته ای در مجامع جهانی فعال می شود نیز همین  نکته است . در آستانه انتخابات کسانی با مطرح کردن خوابیدن خط تولید و ارتباط با آمریکا تنها گره گشایی نمی کنند بلکه در برابر دشمن خفیف و متزلزل کشور را نشان می دهند و کشورهایی در بیداری اسلامی از ما الگو گرفتند سست می شوند .

 صفار هرندی در پایان  اشاره ای به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص ارتباط با آمریکا کرد و گفت :  اگر رابطه با آمریکا  را یک بحث منطقی بدانیم جای آن موقع انتخابات نیست چرا که آنها برای رسیدن به مقاصد خودشان این را مطرح می کنند ما سر فرصت و فراغ خاطر این را حل کنیم .غربیها ممکن شما را دهها بار برای مذاکره ببرند ولی حاصلی پیدا نشود حال مگر ارتباط با آمریکا راه رسیدن به رستگاری است و دیگر کشور هایی که با آمریکا رابطه دارند و سالیانه آمریکا به آنها کمک های میلیاردی می کرد وضعیت بسیار نامناسبی دارند وبعضی از آنها سقوط کرده اند .


یکشنبه 91 مهر 2 , ساعت 4:37 عصر

تبلیغات علیه احمدی نژاد در نیویورک+عکس
اتحاد علیه ایران هسته ای با بیلبوردهای تبلیغاتی به ضد تبلیغ علیه حضور احمدی نژاد در سازمان ملل پرداخت
به گزارش حلقه شهید علیرضا شبانی ، گروه اتحاد علیه ایران هسته ای همانند سالهای گذشته با نصب اگهی در شهر نیویورک به تبلیغات منفی علیه حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در نشست سازمان ملل پرداخت.


دوشنبه 91 شهریور 27 , ساعت 8:25 صبح


به گزارش خبرنگار حلقه شهید علیرضا شبانی در حالی که پخش فیلمی موهن موجب خشم مسلمانان، به ویژه در لیبی و مصر و حمله به سفارت آمریکا در این کشورها شده، محتوای این فیلم چیست؟ فیلم از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا منتشر شده که اعلام کرده‌ انتشار این فیلم  به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است

، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.

«سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «معصومیت مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.

 سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از 100 یهودی با اعطای 5 میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت 60 هنرپیشه و 45 نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است.

به گفته «سم باسیل»، این فیلم تاکنون تنها یک بار اکران شده که اوایل سال جاری در سالنی تقریباً خالی در هالیوود بوده است.
 
تری جونز، کشیش کلیسای گِینزویل فلوریدا، که شبکه خبری سی‌ان‌ان در وب‌سایت خود او را کشیشی «جویای نام» توصیف می‌کند پیشتر در اردیبهشت‌ماه امسال قرآن را آتش زده بود.
 
تری جونز روز 20 مارس 2011 نیز یک نسخه از قرآن را در کلیسای خود به آتش کشید که این اقدام تظاهرات گسترده‌ای را در افغانستان به دنبال داشت که طی آن ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.
 
 این فیلم موهن که با دو نام «معصومیت مسلمانان» و «زندگی محمد[ص] رسول اسلام» معرفی شده یک فیلم یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سم باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(ص) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.
 
این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.

این کشیش طبق اعلام قبلی، حرکت موهن و سخیف دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[ص]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.
 
اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.
 
شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.
 
دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟

زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه "یوتیوب" منتشر شده است.

مشخصات فیلم
نام فیلم: «معصومیت مسلمانان» (زندگی محمد رسول اسلام)
سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سم باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
زمان: 120 دقیقه
حامیان مادی: صهیونیست‌‏ها.
حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

داستان فیلم
این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.

فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.

گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می‌شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود.

در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایت‏هایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سال‏های اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بی‏شرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت می‏دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.

 روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

آشنایی با کارگردان
سم باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند. علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).

باسیل از روز سه شنبه (11 سپتامبر 2012 ـ 21 شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

 وی به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد".
 
با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.

اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند.

دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما می‌گوید که "بسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "بسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

آشنایی با حامیان فیلم
گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.

اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

«تری جونز»: کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر 50 نفر حاضر می‏شوند.

وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله ‏های رسانه‏ ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز 20 مارس 2011 این کار موهن را انجام داد.

عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم 12 نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند.

تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان"، روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏ اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند.

وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.

سوء استفاده کارگردان از عوامل فیلم؟
در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال می‌کرده است، مطلع نبوده‌اند. وی می‌گوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است.
 
این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.»

 یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سی‌ان‌ان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس می‌کنند تهیه‌کننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمی‌کنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسی‌های کامل فیلمنامه و دروغ‌هایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شده‌ایم.»   

همچنین بیانیه‌ای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است.

همچنین دیالوگ‌های اهانت‌امیز فیلم مزبور در زمان فیلم‌برداری ضبط نشده‌اند بلکه آن نیز بعداً به‌وسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگ‌های اصلی شده‌اند. این بیانیه تأکید کرده است که سم باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است.
خبر از محمدحسین سبزه کار


یکشنبه 91 شهریور 26 , ساعت 4:28 عصر

 


یک مار در رختکن تیم راه‌آهن پیدا و باعث شد ماموران آتش نشانی در ورزشگاه آزادی حضور یایند

به گزارش حلقه شهید علیرضا شبانی به نقل از وحدت درمیان: در پایان بازی استقلال و راه‌آهن، اتفاق عجیبی رخ داد و یک مار در رختکن تیم راه‌آهن پیدا شد. به همین دلیل ماموران آتش‌نشانی در ورزشگاه آزادی حضور یافتند تا مار را از رختکن خارج کنند.

 این مسئله باعث شد علی دایی که می‌خواست با بازیکنانش صحبت کند، ماموران را از رختکن بیرون کند تا بتواند با بازیکنانش صحبت کند. ماموران آتش‌نشانی در بیرون از رختکن راه‌آهن منتظر بودند پس از اتمام صحبت های دایی برای خارج کردن مار به رختکن بروند.

 

 


چهارشنبه 91 شهریور 22 , ساعت 10:6 صبح

حضرت امام جعفر صادق

 

امام ششم حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در سال 80 یا 83 ه متولد و در سال 148 ه در مدینه وفات یافت . پدر بزرگوارش امام محمد باقر علیه السلام پنجمین امام شیعه و دارای کرسی تدریس برجسته ای در آن شهر بود مادر آن حضرت «ام فروة» دختر قاسم بن محمد بن ابوبکر می باشد. 

در این یادداشت کوتاه ، نگاهی به جایگاه و منزلت آن حضرت از دیدگاه دانشمندان برجسته اسلامی می اندازیم(1) و در ادامه با اشاره به فرمایشی از حضرت به نکته ای درباره وظیفه ما بعنوان شیعیان جعفری می پردازیم .

 

امامِ امامان

پیشوای بزرگ زیدیه جناب زید بن علی : «در هر زمان یکی از ما اهل بیت حجت خدا بر خلقش است و حجت زمان ما پسر برادرم جعفر است. هر کسی که از او پیروی کند گمراه نمی شود و هر کس او را مخالفت نماید هدایت نخواهد شد».

پیشوای بزرگ حنفیه جناب ابو حنیفة : «من کسی را فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم». سپس ابو حنیفه به سوالات مشکلی که در مجلس منصور از حضرت پرسیده بود اشاره می کند و می گوید : «ایشان پاسخ رابه این نحو می داد که شماها در این مساله اینطور جواب می دهید و اهل مدینه آنطور می گویند و ما چنین می گوئیم گاهی تابع اهل مدینه می شد و گاهی با همه ما - علمای اهل سنت – مخالفت می کرد ، تا اینکه چهل سوالم تمام شد». سپس ابو حنیفه گفت : «آیا ما روایت نشده ایم که اعلم مردم کسی است که به اختلاف نظر آنها از همه داناتر باشد». 

همچنین از ابو حنیفه نقل است که «اگر آن دو سال – که از محضر امام استفاده کردم – نبود هلاک می شوم» .

مرحوم اسد حیدر می نویسد : « امام ابو حنیفه از نزدیکترین مردم به اهل بیت بوده و از جمله ائمه ای است که بیشترین ارتباط را با امام صادق داشته است»(2)

با توجه به اینکه عموم مسلمانان و دانشمندان معاصر حضرت، به امامت ایشان آنطور که دیدگاه شیعه است نمی نگریستند و نیز با توجه به اینکه ایشان در ادای امامت خویش و تبلیغ تشیع در ابعاد مختلف کوشا بودند ، چگونه توانسته اند اینطور احترام و تجلیل غیر شیعیان را نیز به خود جلب کنند ؟

 

پیشوای بزرگ مالکیه جناب مالک بن انس : «زمانی به خدمت جعفر بن محمد آمد و شد داشتیم او را همیشه در یکی از این سه حالت دیدم یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد» .

در نقل دیگری که مرحوم صدوق روایت کرده اند جناب مالک می گویند : «هنگامی که بر امام وارد می شدم برایم پشتی می گداشت و احترام می گرد و می فرمود: «ای مالک من تو را دوست دارم»، و من از این کار خوشحال می شدم و خدا را شکر می کردم، ایشان یا روزه بود یا نماز می خواند و یا ذکر می گفت و از بزرگان عبّاد و اکابر زهّادی بود که از خدا می ترسند، ایشان زیاد حدیث می گفت و خوش مجلس بود...».(3)

عبد الکریم شهرستانی نویسنده کتاب معروف الملل و النحل : «جعفر بن محمد دارای علم و ادب فراوان و ادب کاملی در حکمت و زهد و پرهیزگاری تمام از شهوات است».

حافظ ابو حاتم از بزرگان رجال اهل سنت : «جعفر بن محمد ثقه ای است که از مثل او اساسا تحقیق نمی شود».

امام صادق

 

ابو نعیم اصفهانی نویسنده کتاب حلیة الاولیاء و از بزرگان متصوفه : «جعفر بن محمد، امام ناطق، به عبادت و خضوع رو آورد و عزلت و خشوع را برگزید ...»

علامه این حجر عسقلانی محدّث و رجالی بزرگ اهل سنت : «جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب فقیه صدوق می باشد».                 

دکتر احمد امین نویسنده معروف : «امام جعفر از برجسته ترین شخصیات در عصر خود و پس از آن می باشد و در سال دهم از حکومت منصور وفات یافته است».

اینها تنها نمونه کوچکی از کلمات است و هرچند میان نگاه ما شیعیان و اهل سنت در این زمینه فاصله است اما در هر حال بزرگی و منزلت اجتماعی حضرت جای انکار ندارد.(4)

آنچه از این میان جالب توجه است اینکه چگونه امام توانسته اند در عین تبیین اصول عقیدتی و فقهی شیعه ، احترام اجتماعی خود را نیز در میان امت اسلامی حفظ کنند.

به عبارت دیگر با توجه به اینکه عموم مسلمانان و دانشمندان معاصر حضرت، به امامت ایشان آنطور که دیدگاه شیعه است نمی نگریستند و نیز با توجه به اینکه ایشان در ادای امامت خویش و تبلیغ تشیع در ابعاد مختلف کوشا بودند ، چگونه توانسته اند اینطور احترام و تجلیل غیر شیعیان را نیز به خود جلب کنند ؟

آنچه از مجموع سیره و کلمات آن حضرت برداشت می شود اینست که امام به عنوان پیشوای شیعه در عین حفظ چهار چوبها و پافشاری بر مبانی نظری و عملی تشیع رفتاری مناسب و محترمانه با دیگر مذاهب اسلامی داشته اند و شیعیان خویش را نیز به این کار توصیه اکید می فرمودند

اینجاست که ما به روش آن حضرت و شیوه ای که برای تبیین و تبلیغ و نشر تشیع پیشه کرده بودند می رسیم .اگر ایشان نیز همانند برخی از مدعیان ولایت و امامت در زمان ما می خواستند با هتاکی و توهین به مبانی و افکار مخالفین، کار خویش را پیش ببرند آیا اساسا موفق می شدند و آیا می توانستند اینطور محترم باشند؟ مسلمانا پاسخ منفی است .

آنچه از مجموع سیره و کلمات آن حضرت برداشت می شود اینست که امام به عنوان پیشوای شیعه در عین حفظ چهار چوبها و پافشاری بر مبانی نظری و عملی تشیع رفتاری مناسب و محترمانه با دیگر مذاهب اسلامی داشته اند و شیعیان خویش را نیز به این کار توصیه اکید می فرمودند. (5)

در کتاب شریف کافی به سند معتبر از عبد الله بن ابی معفور از آن حضرت روایت می کند که فرمودند : « کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلک داعیة »(6)

یعنی: مردم را با غیر از زبانتان { یعنی با عملتان } { به تشیع } دعوت کنید آنان باید در شما ورع و تلاش در انجام عبادات و { مخصوصا } نماز و خیر را ببینند این اعمال است که دعوت به تشیع می کند. 

این سفارش –  که مؤید به سیره عملی خود حضرت است اگر در دستور کار همه علاقه مندان به مذهب قرار گیرد سبب رفع مشکلات متعددی می گردد که امروزه دامنگیر امت اسلامی شده است. شرح و بسط موضوع از حوصله این مختصر خارج است . عرض تذکری بود.

 

پی نوشت: 

1) کلیه اقوال از کتاب ارزنده الامام الصادق و المذاهب الاربعة تالیف مرحوم اسد حیدر، ج1 ، ص 68 تا 82 نقل شده است. خوشبختانه این کتاب اخیرا به فارسی ترجمه و توسط دانشگاه ادیان و مذاهب قم منتشر گردیده است. 

2) الامام صادق و المذاهب الاربعة، 7 / 193.

3) الخصال ، 195.

4) مرحوم شیخ مفید تعبیر خوبی دارد : « و نقل الناس عند من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر ذکره فی البلدان و لم ینقل عن احد من اهل بیته العلماء ما نقل عنه و لا لقی احد منهم من اهل الآثار و نقلة الاخبار و لا نقلوا عنهم کما نقلوا عن ابی عبد الله علیه السلام. ..» الارشاد، 2 / 179 .

5) از جمله: الکافی، 8 /2 ، و علیکم بمجاملة اهل الباطل.

6) الکافی2/78.


یکشنبه 91 شهریور 12 , ساعت 12:27 عصر

زلزله 5ریشتری حوالی شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی را به لرزه درآورد.


<      1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ